ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
12
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) مشركان هم سه لواء داشتند ، لوائى در دست ابو عزيز بن عمير و لوائى در دست نضر بن حارث و لوائى در دست طلحة بن ابو طلحة . و اين هر سه از بنى عبد الدّار بودند . پيامبر ( ص ) شب جمعهء هفدهم رمضان به نزديك بدر رسيد و على ( ع ) و زبير و سعد بن ابى وقّاص و بسبس بن عمرو را براى تجسس وضع مشركان به كنار آب بدر گسيل فرمود . آنان شتران آبكش و سقايان قريش را آن جا ديدند و گرفتند . خبر حضور پيامبر ( ص ) و گرفتار شدن سقايان به قريش رسيد و لشكر خود را حركت دادند . و چون سقايان را به حضور پيامبر ( ص ) آوردند ، پرسيد : قريش كجايند ؟ گفتند : پشت همين تپهها و بلنديها كه مىبينى . پرسيد : شمار آنان چند است ؟ گفتند : زيادند . رسول خدا پرسيد : چند تناند ؟ گفتند : نمىدانيم . فرمود : چند شتر مىكشند ؟ گفتند : يك روز ده شتر و يك روز نه شتر . پيامبر ( ص ) فرمود : شمارشان ميان نهصد و هزار است . و مشركان نهصد و پنجاه تن بودند و صد اسب داشتند . حباب بن منذر به پيامبر ( ص ) گفت : اين جا كه فرود آمدهاى جاى مناسبى نيست ، ما را كنار نزديكترين چاهها ببر ، و من به تمام چاههاى منطقه آشنايم ، آن جا چاهى است كه آب آن بسيار شيرين و مقدار آن هم زياد است و به ته نخواهد رسيد ، كنار آن استخرى مىسازيم و از آب استفاده مىكنيم و دهانهء چاههاى ديگر را كور مىكنيم . جبرئيل هم به حضور پيامبر ( ص ) آمد و گفت : رأى درست همان است كه حباب گفت . و پيامبر ( ص ) آن چنان رفتار فرمود . صحرايى كه مسلمانان در آن بودند ، ريگزار بود و خداوند متعال بارانى فرو فرستاد كه در اثر آن مسلمانان به راحتى مىرفتند و حال آنكه مشركان از بدى زمين سخت در زحمت افتادند و نمىتوانستند پيش بروند . ميان مسلمانان و مشركان تپههاى شنى واقع بود . در آن شب مسلمانان را خواب در ربود و به راحتى خوابيدند [ 1 ] و براى پيامبر ( ص ) سايبانى از شاخههاى خرما ساختند كه آن حضرت و ابو بكر در آن آسودند و سعد بن معاذ شمشير به دست بر در سايبان به پاسدارى ايستاد . چون صبح دميد رسول خدا ( ص ) ياران خود را به صف آراست و اين پيش از آن بود كه قريش پديد آيند . و هنگامى كه قريش پديد آمدند پيامبر ( ص ) به آراستن لشكريان خود سرگرم بود و ايشان را در خطى مانند تير راست قرار مىداد و چوبهء تيرى به دست داشت و با آن اشاره مىكرد كه فلان پيشتر بايستد و فلان
--> [ 1 ] . اين موضوع در دو آيهء قرآن آمده است ، آيهء 145 از سورهء آل عمران و آيهء 9 از سورهء انفال . براى اطلاع بيشتر نگاه كنيد به تفاسير قرآن مجيد ذيل آيات مذكور كه با شرح و تفصيل بيان شده است . - م .